روش تحقیق3
فصل اول:تعاریف و کلیات4
1-1-مفهوم شهادت…5
1-1-1-بررسی واژه شهادت و تعریف آن در فقه و حقوق7
1-1-2-تعریف لغوی شهادت.9
1-1-3-تعریف اصطلاحی شهادت9
1-1-4-تعریف شهادت ازمنظرفقه9
1-1-5-شهادت درتعریف قانون.11
1-2-1-مبانی فقهی شهادت.11
1-2-2-مبانی شهادت در حقوق موضوعه.12
1-3-1-شهادت یا بینه.13

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1-3-2-کاربردهای بینه..17
1-3-3-تقدم بینه بر اصول عملیه18
1-3-4-شروط قبول بینه..18
1-3-5-انواع بینه.19
1-3-6-تعارض دو بینه…19
فصل دوم:وجوه و شرایط شهادت.22
2-1-شهادت در ایات قران.23
2-2-وجوه شهادت27
2-2-1-شرایط شاهد..28
2-2-2-شهادت غیرقابل قبول………34
2-2-3-احضارشهود…………………………34
2-3-جرح و تعدیل شهود39
2-4-چگونگی ادائ شهادت درقانون مدنی ایران…………………………..42
2-5-نصاب در شهادت…………………………………………………………………………….45
2-6-قدرت اثباتی شهادت……………………………………………………………………………47
2-6-توان اثباتی گواهی47
2-6-1-گواهی برخلاف مفاد یا مندرجات سند رسمی ………………………………………………47
2-6-2-دعاوی درخور اثبات با گواهی …………………………………………………………………………47
2-6-2-1-توان اثباتی گواهی و مقررات ویژه………………………………………………………47
2-6-3-توان اثباتی گواهی در سایر دعاوی…………………………………………………………48
2-6-3-1-دعاوی درخور اثبات با گواهی به عنوان ” دلیل شرعی…………………………………49
2-6-3-1-دعاوی در خور اثبات با گواهی دو مرد…………………………………………………….49
2-6-3-1- د عاوی درخور اثبات با گواهی دو مرد و یا یک مرد و دو زن………………………………………49
2-6-3-1-عاوی در خور اثبات با گواهی چهار زن – دو مرد – یا یک مرد و دو زن……………………. 50
2-6-3-2-ب- دعاوی درخور اثبات با گواهی که دارای شرایط مقرر نباشد یا “عادی “………………… 51
2-7-اثاربعد ازشهادت53
2-7-1-شهادت حق است یاتکلیف……………………………………………57
2-7-2-رجوع از شهادت59
2-7-3-شرایط تحقق جرم شهادت کذب………………………………………………………60
2-7-4-اثارشهادت کذب شهادت61
2-8-شهادت برشهادت………………………………………………………………………….61
فصل سوم:شهادت زنان………………………………………………………………………..63
3-1-1-وضع شهادت زن درقران…………………………………………………………………..64
3-1-2-دیدگاه مفسران درموردشهادت زنان درقرآن66

3-1-3-شهادت زن در روایات……………………………………………………………………………….89
3-1-4-بررسی ارزش شهادت زن…………………………………………………………………….93
3-1-5-گواهی زنان…………………………………………………………………………………………94
3-2-1-شهادت زن درنظریه رایج فقها………………………………………………………………………96
3-2-2-مبانی فقهی حقوقی اعتبارشهادت زنان دراثبات دعاوی101
3-2-3-اعتبارشهادت زنان در حقوق موضوعه ایران103
3-2-4-نصاب شهادت زنان در میان مذاهب اسلامی105
3-2-5-شهادت برشهادت زنان106
3-3-1-فلسفه عدم پذیرش شهادت زن درحق الله107
3-3-2-دلیل عدم پذیرش شهادت زن درطلاق……………………..109
3-3-3-حق ا لناس و پذیرش شهادت زن……………………………109
3-3-3-1- آنچه که توسط شهادت دو زن و قسم مدعی ثابت می شود 111
3-3-3-2-آنچه که توسط شهادت مردان و زنان به صورت منفرد و منضم ثابت می‌شود 111
3-3-3-3-ادله حجیت شهادت مردان در اموری که شهادت زنان منفردا قبول است 113
3-3-3-4-ارزش شهادت زنان در اموری که منفرادا شهادت می دهند 113
نتیجه گیری…………………………………………………………………………………………………………………………….116
منابع11118
چکیده:
از آن‍ج‍ای‍ی‌ ک‍ه‌ ان‍س‍ان‍ه‍ا م‍م‍ک‍ن‌ اس‍ت‌، در ج‍ری‍ان‌ زن‍دگ‍ی‌ اج‍ت‍م‍اع‍ی‌ خ‍ود ب‍ر س‍ر ح‍ق‍وق‌ و م‍ن‍اف‍ع‍ی‌ ک‍ه‌ دارن‍د، گ‍اه‍ی‌ اوق‍ات‌ ب‍ه‌ ع‍ل‍ل‌ م‍خ‍ت‍ل‍ف‌ در اس‍ت‍ف‍اده‌ از ح‍ق‍وق‌ م‍ورد ن‍ظر ب‍ا ی‍ک‍دی‍گ‍ر دچ‍ار اخ‍ت‍لاف‌ و م‍ش‍ک‍ل‌ ش‍ون‍د، ب‍ن‍اب‍رای‍ن‌ لازم‌ اس‍ت‌ ک‍ه‌ در ص‍دد اح‍ق‍اق‌ ح‍ق‌ و اث‍ب‍ات‌ دع‍وی‌ م‍ورد ادع‍ای‌ خ‍ود ب‍رآی‍ن‍د ی‍ک‍ی‌ از م‍ه‍م‍ت‍ری‍ن‌ ع‍وام‍ل‌ اح‍ق‍اق‌ ح‍ق‌ و اج‍رای‌ ع‍دال‍ت‌ از دی‍رب‍از ص‍لاح‍ی‍ت‌ و ع‍ل‍م‌ ق‍اض‍ی‌ ب‍ه‌ م‍ع‍ن‍ای‌ ع‍ام‌ ک‍ل‍م‍ه‌ ب‍وده‌ اس‍ت‌، ل‍ی‍ک‍ن‌ ص‍رف‌ ن‍ظر از ای‍ن‌ ع‍ام‍ل‌ م‍ه‍م‌، ع‍وام‍ل‌ م‍ه‍م‌ و م‍وث‍ر دی‍گ‍ری‌ وج‍ود دارن‍د ک‍ه‌ از آن‍ه‍ا به ع‍ن‍وان دل‍ی‍ل‌ ی‍ا ادل‍ه‌ای‌ اث‍ب‍ات‌ دع‍وی‌ ن‍ام‌ ب‍رده‌ م‍ی‌ش‍ود ک‍ه‌ ب‍ه‌ م‍وج‍ب‌ م‍اده‌ ???? ق‍ان‍ون‌ م‍دن‍ی‌ ای‍ران‌ ب‍دی‍ن‌ ق‍رار اس‍ت‌: ?- اق‍رار ?- اس‍ن‍اد ک‍ت‍ب‍ی‌ ?- ش‍ه‍ادت‌ ?- ام‍ارات‌ ?- ق‍س‍م‌
ش‍ه‍ادت‌ ب‍ع‍ن‍وان‌ ی‍ک‍ی‌ از ق‍دی‍م‍ی‌ت‍ری‍ن‌ و در ع‍ی‍ن‌ ح‍ال‌ از م‍ه‍م‍ت‍ری‍ن‌ وس‍ای‍ل‌ و ادل‍ه‌ اث‍ب‍ات‌ دع‍وی‌ م‍ی‌ب‍اش‍د ک‍ه‌ از ن‍ظر ف‍ق‍ه‍ا، ع‍ب‍ارت‌ از ه‍م‍ان‌ اع‍لام‌ و اخ‍ب‍ار اس‍ت‌ ک‍ه‌ در آن‌ ق‍طع‌ و ی‍ق‍ی‍ن‌ ش‍رط ش‍ده‌ اس‍ت‌ و ش‍ه‍ادت‌ گ‍اه‍ی‌ ب‍ه‌ م‍ع‍ن‍ای‌ ت‍ح‍م‍ل‌ ش‍ه‍ادت‌، ی‍ع‍ن‍ی‌ گ‍واه‌ ش‍دن‌ و گ‍اه‍ی‌ ب‍ه‌ م‍ع‍ن‍ای‌ ادای‌ ش‍ه‍ادت‌، ی‍ع‍ن‍ی‌ گ‍واه‍ی‌ دادن‌ اس‍ت‌.
ش‍ه‍ادت‌ ب‍رای‌ ای‍ن‍ک‍ه‌ دارای‌ ارزش‌ اث‍ب‍ات‍ی‌ در دع‍اوی‌ ب‍اش‍د ب‍ای‍س‍ت‍ی‌ دارای‌ ش‍رای‍ط لازم‌ ب‍اش‍د ک‍ه‌ ای‍ن‌ ش‍رای‍ط ع‍ب‍ارت‍ن‍د از ص‍ف‍ات‌ ش‍اه‍د از ق‍ب‍ی‍ل‌ ب‍ل‍وغ‌، ع‍ق‍ل‌، ع‍دال‍ت‌، ای‍م‍ان‌، طه‍ارت‌ م‍ول‍د و م‍ب‍ری‌ ب‍ودن‌ از ت‍ه‍م‍ت‌ و ه‍م‍چ‍ن‍ی‍ن‌ ش‍ه‍ادت‌ ب‍ای‍د از روی‌ ق‍طع‌ و ی‍ق‍ی‍ن‌ ب‍اش‍د، م‍طاب‍ق‍ت‌ ب‍ا دع‍وی‌ داش‍ت‍ه‌ ب‍اش‍د و ش‍ه‍ادت‌ ش‍ه‍ود ب‍ای‍د م‍ف‍ادا م‍ت‍ح‍د و در م‍ع‍ن‍ا ب‍ا ه‍م‌ م‍واف‍ق‌ ب‍اش‍ن‍د ه‍ر چ‍ن‍د ک‍ه‌ در ل‍ف‍ظ م‍خ‍ال‍ف‌ ه‍م‌ ب‍اش‍ن‍د ب‍ر خ‍لاف‌ ح‍ق‍وق‌ اس‍لام‌ (ف‍ق‍ه‌ ام‍ام‍ی‍ه‌) در ح‍ق‍وق‌ م‍دن‍ی‌ ای‍ران‌ در م‍اده‌ ??? ق‍ان‍ون‌ آی‍ی‍ن‌ دادرس‍ی‌ م‍دن‍ی‌ ت‍ش‍خ‍ی‍ص‌ درج‍ه‌ ارزش‌ اث‍ب‍ات‍ی‌ ش‍ه‍ادت‌ و ت‍اث‍ی‍ر آن‌ در اث‍ب‍ات‌ دع‍اوی‌ ب‍ه‌ ن‍ظر ش‍خ‍ص‌ ق‍اض‍ی‌ واگ‍ذار ش‍ده‌ اس‍ت‌، در ح‍ال‍ی‌ ک‍ه‌ در ح‍ق‍وق‌ اس‍لام‌ (ف‍ق‍ه‌ ام‍ام‍ی‍ه‌) ق‍اض‍ی‌ ب‍ای‍س‍ت‍ی‌ ب‍راس‍اس‌ ش‍ه‍ادت‌ ش‍ه‍ود م‍ب‍ادرت‌ ب‍ه‌ اص‍دار رای‌ ن‍م‍ای‍د.
ارزش‌ اث‍ب‍ات‍ی‌ ش‍ه‍ادت‌ شه‍ود در ح‍ق‍وق‌ اس‍لام‌ (ف‍ق‍ه‌ ام‍ام‍ی‍ه‌) ب‍ر خ‍لاف‌ ح‍ق‍وق‌ م‍دن‍ی‌ ای‍ران‌ ب‍ا ت‍ع‍داد ش‍ه‍ود م‍ع‍ی‍ن‌ در ت‍م‍ام‍ی‌ دع‍اوی‌ ح‍ق‍وق‍ی‌ دارای‌ ارزش‌ ن‍ام‍ح‍دودی‌ اس‍ت‌ در ف‍ق‍ه‌ ام‍ام‍ی‍ه‌چ‍ن‍ان‍چ‍ه‌ ش‍ه‍ود از ش‍ه‍ادت‌ خ‍ود پ‍ی‍ش‌ از ص‍دور ح‍ک‍م‌ و ی‍ا ب‍ع‍د از ص‍دور ح‍ک‍م‌ رج‍وع‌ ن‍م‍ای‍ن‍د، ب‍ر ه‍ر ک‍دام‌ از م‍وارد م‍ذک‍ور، آث‍اری‌ خ‍اص‌ م‍ت‍رت‍ب‌ اس‍ت‌ و م‍س‍ئ‍ول‍ی‍ت‌ ش‍ه‍ود در ه‍ر م‍ورد م‍ت‍ف‍اوت‌ اس‍ت‌، در ح‍ال‍ی‌ ک‍ه‌ در ح‍ق‍وق‌ م‍دن‍ی‌ ای‍ران‌ ب‍ه‌ ای‍ن‌ ک‍ی‍ف‍ی‍ت‌ و ب‍ه‌ طور ت‍ف‍ص‍ی‍ل‍ی‌ اش‍اره‌ای‌ ن‍ش‍ده‌ اس‍ت‌. ه‍دف‌ ن‍ه‍ای‍ی‌ و اص‍ل‍ی‌ ای‍ن‌ پ‍ای‍ان‌ ن‍ام‍ه‌ ای‍ن‌ اس‍ت‌ ک‍ه‌ ارزش‌ اث‍ب‍ات‍ی‌ ش‍ه‍ادت‌ ش‍ه‍ود را در اث‍ب‍ات‌ دع‍اوی‌ از ن‍ظر ح‍ق‍وق‌ اس‍لام‌ و ح‍ق‍وق‌ م‍دن‍ی‌ ای‍ران‌ مورد ب‍ح‍ث‌ و ب‍ررس‍ی‌ ق‍رار ده‍د.
کلید واژه ها: شهادت- شهود- شاهد- فقه- قانون مدنی
کلیات
مقدمه :
شهادت عبارت است از اظهارات اشخاص خارج از دعوی که امر مورد اختلاف را دیده یا شنیده یا شخصاً از آن آگاه شده‌اند یعنی شخصی به نفع یکی از اصحاب دعوی و بر ضرر دیگری اعلام اطلاع و خبر از وقوع امری نماید، اگر وسیله آگاهی گواه قوه بینایی او باشد گواه را شاهد عینی و گواهی او را “مشاهده” نامند و اگر وسیله آگاهی قوه سامعه باشد گواه را شاهد سمعی و گواهی او را “اسماع” خوانند.
در تمامی ادوار و هم‌چنین در همه سیستم‌های حقوقی شهادت شهود به عنوان یکی از ادله اثبات دعوی همواره مورد استفاده طرفین دعوی اثبات ادعاهای آنان بوده است لیکن حدود استفاده و درجه اعتبار آن از کشوری به کشور دیگر متفاوت است.
اهمیت دلیل مذکور در دوران گذشته به دلیل صداقت انسان‌های آن ادوار از یک سو و فقدان دستاوردهای عملی و تکنیکی از سویی دیگر بسیار بیشتر از دوران فعلی بوده است.
تکلیف اخلاقی و اجتماعی آحاد افراد جامعه در مقابل دستگاه عدالت ایجاب می‌نماید که افراد در مواقع مختلفی اقدام به اداء شهادت نموده و در صورت استدعای طرفین دعوی و نیاز دستگاه قضایی در مراجع قضایی قانونی حضور یافته و مجری قانون را در جهت آشکار نمودن چهره حق یاری نماید.
در جوامعی که افراد به اصول اخلاقی و مذهبی پای بند نباشند استفاده از شهادت می‌تواند اثرات سویی ببار آورد و باعث تضییع حقوق افراد شود بالعکس در جوامعی که افراد مقید به راستگویی هستند و ادای شهادت را تکلیف خود می‌شناسند می‌تواند در احیاء حقوق مؤثر واقع شود؛ از طرف دیگر گواه حتی وقتی که کمال صداقت را داشته باشد باز هم کمتر پیش می‌آید گواهی او خالی از اشتباه و اشکال باشد زیرا ممکن است از حقیقت اموری که بیان آن را از او درخواست می‌کنند کاملاً آگاهی نداشته و واقعه را به درستی ندیده یا نشنیده باشد یا نتوانسته همه را به خوبی در حافظه خود نگهدارد به همین خاطر شرع و به تبع آن، قانون‌گذار شرایط سنگینی برای استماع گواهی معین کرده است (مواد 1313ق. م و 155 آ.د.ک).
الف- ضرورت تحقیق
ارزش و اهمیت شهادت به عنوان یکی از ادله‌ی اثبات دعاوی محاکم تمامی کشورها پذیرفته شده و اهمیت آن بر هیچکس پوشیده نیست از آنجایی که امروزه در محاکم ایران مشاهده می‌گردد که بعضا پرونده‌های زیادی به استناد شهادت شهود منتهی به صدور رای گردیده است لذا ضروری است در این خصوص یک کار تحقیقی و پژوهشی انجام گیرد چرا که اگر نتوان به درستی در خصوص جایگاه شهادت و ارزش آن در اثبات دعاوی بررسی نمود چه بسا آثار زیان بار و جبران ناپذیری به افراد دعوی و در نهایت به کل جامعه وارد خواهد شد . مشاهده می‌گردد که بعضا در محاکم کشور ما بسیاری از رسیدگی‌ها بدون دقت و بررسی لازم و فقط جهت مختومه نمودن پرونده و فراغت از دادرسی و به استناد شهادت شهود منجر به صدور رای می‌نمایند . پس به نظر می‌رسد اگر در این زمینه غفلت صورت گیرد بسیاری از پرونده‌ها بدون اینکه احقاق حق گردد بسته خواهد شد .
ب- اهداف تحقیق
هدف از تحقیق بررسی تطبیقی شهادت شهود در حقوق کیفری ایران و فقه امامیه می‌باشد در این تحقیق تفاوت‌ها و وجوه تشابه شهادت شهود در فقه و حقوق کیفری ایران مورد بررسی قرار می‌گیرد . و دیدگاه‌های مختلف فقهی و قوانین مختلف بررسی می‌گردد .
ج.روش تحقیق
تحقیق این پایان نامه به صورت مطالعات کتابخانه ای و فیش برداری و تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده بوده است لذا با مراجعه به کتابخانهای مختلف از جمله ، کتابخانه های حوزی و حقوقی و مراجعه به دانشگاه و ملاحظه و مطالعه پایان نامه های مرتبط با موضوع نسبت به فیش برداری و جمع آوری مطالب اقدام شده است . مطالب و تجزیه و تحلیل نگارش آنها اقدام شده است . که این پایان نامه از کلیات و سه فصل مجزا تشکیل شده است که فصل نخست شامل تعاریف و کلیات می‌باشد که واژگان اصلی و واژگان مهم و مرتبط با آن تعریف می‌گردد . و مبانی فقهی و قانونی در این فصل مورد بررسی قرار می‌گیرد . و فصل دوم شامل وجه و شرایط شهادت می‌باشد . که در آن به شرایط اعتبار شهادت که شرایط ایجابی و سلبی می‌باشد و شرایط شاهد و جرح و تعدیل شهود و آثار شهادت کذب پرداخته می‌شود . و فصل سوم آن به شهادت زنان پرداخته می شود. و در پایان نتیجه گیری از پایان نامه ارائه می‌گردد.
فصل اول:
تعاریف و کلیات
1-1 مفهوم شهادت :
در قوانین ما شهادت تعریف نشده است و برای یافتن مفهوم مناسب از گواهی دادن ناچار باید از اندیشه‌های عالمان یاری خواست ، ولی پیش از استقراء و داوری در این باب ، لازم است به چند داده مهم درباره ماهیت شهادت توجه کرد :
1.چنان که از مفهوم عرفی شهادت نیز استنباط می‌شود ، گواهی دادن نقل حادثه ای است که رخ داده و شاهد آن را دیده یا شنیده یا لمس کرده و چشیده یا بوییده است : مانند دیدن ایراد ضرب و شنیدن ناسزا و اقرار و لمس آلت قتل و چشیدن مشروبی که زیان دیده با خوردن آن مسموم شده یا بوییدن عطر . استفاده از دو حس بینایی و شنوایی شایع تر از سایر حواس است و به همین جهت بیشتر تعریف‌ها به اعلام دیده‌ها و شنیده‌های شاهد تکیه می‌کند در تمام این مثال‌ها ، گواه به احداث امری نو نمی‌پردازد و تنها به نقل و تصدیق رخ داده‌های پیشین اقدام می‌کند . به بیان دیگر ، شهادت از مقوله اخبار است نه اشیاء و به همین جهت نباید آن را در زمره اعمال حقوقی آرود .
2.اخباری که در کلام شاهد می‌آید ، به زیان خود او نیست و دلالت بر وجود حق یا تعهدی بر ذمه او نمی‌کند . اقرار هم اخبار به حق است و از این رو به شهادت می‌ماند ؛ ولی ویژگی این اخبار در مفاد آن نهفته که به زیان اعلام کننده و سود دیگری است . قانون مدنی نیز اقرار را اخبار به حقی توصیف می‌کند که برای غیر و به ضرر خود باشد در شهادت ، گواه حادثه ، طرف دعوا نیست؛ بی طرفی است که از معلومات او برای اثبات حق استفاده می‌شود و احتمال دارد به سود یکی از دو طرف دعوا و به زبان دیگری باشد .
3.شهادت نیز همانند اقرار باید اعلام شود مادامی که شخص سخنی نگفته باشد ، نمی‌توان تصدیقی را به او نسبت داد و از سکوت نمی‌توان نظر شاهد را استنباط کرد (لاینسب لساکت قول ) این گفته بدان معنی نیست که شهادت بایستی به لفظ باشد . ممکن است گواه در برابر پرسش دادگاه با حرکت سر یا دست موضوعی را تصدیق یا انکار کند یا مفاد شهادت خود را بنویسد و این اقدام از اعتبار شهادت نمی‌کاهد ، هر چند که این گونه پاسخ دادن شایع و متعارف نیست و تنها در موردی از اشاره استفاده می‌شود که شاهد توان گفتن نداشتن باشد . منتها ، باید پذیرفت که در شهادت با اشاره ، تفسیر حرکت شاهد به عهده دادرس است .
اعلام اراده در صورتی اثر دارد که به قصد اخبار باشد . اگر ثابت شود که مقصود شاهد با ظاهر عرفی حرکت او متفاوت است و او قصد تصدیق و انکار هیچ واقعه ای را نداشته یا مقصود او به آنچه دادگاه استنیاط کرده است تفاوت دارد ، شهادت تابع مقصود واقعی است ، به ویژه در صورتی که در دادرسی هدف کشف واقع باشد نه فصل خصومت . قانون مدنی نیز در ماده 1319 به شهادت خلاف واقع ترتیب اثر نمی‌دهد .
4.موضوع اخبار وقایع مادی و خارجی است نه استنباط از قوانین یا آثاری که قانون بر آن وقایع بار می‌کند به عنوان مثال ، تصدیق به حضور در دفتر اسناد رسمی و تسلیم مبیع و ثمن و امضای دفتر از اموری است که به شهادت اثبات می‌شود ولی اظهار عقیده نسبت به لزوم بیع و آثار آن در قلمرو شهادت به معنای خاص آن نیست .
درست است که در دعاوی بین المللی گاه دادگاه از راه شهادت و اظهار عقیده‌های اهل نظر به راه حل معتبر در حقوق خارجی دست می‌یابد ، ولی ، در واقع دادگاه به آنچه احراز آن در صلاحیت خود او است می‌پردازد و در راستای آن به گفته معتمدان تکیه می‌کند و نباید آن را با شهادت ، به معنی دلیل اثبات موضوع اشتباه کرد . (کاتوزیان ، ناصر ، اثبات و دلیل اثبات ، جلد دوم ، ص 7)
حکمت مشروعیت شهادت
شهادت برای صیانت و حفاظت از حقوق به معنی الاعم چه حق الناس و حق الله باشد تشریع شده و از دو جزء تشکیل می‌شود و دو مرحله دارد
1. تحمل شهادت 2. اداء شهادت.
تحمل شهادت: معنی التزام است که شاهد ملتزم می‌شود آنچه را دیده و شنیده بیان نماید.
اداء شهادت: اعلام شاهد حاکم را با شهادت دادنش به سبب آنچه که حاصل شده برای او علم به آنچه که مشاهده کرده آنرا.( ابوالوشِ ،محمد اسماعیل ، الشهادات دلیل من ادله الاثبات فی الفقه الاسلامی ص53- 63- 83.)
مستند شهادت: ضابطه و قاعده در شهادت وجود علم است که از طریق دیدن و شنیدن یا هردوی آن‌ها به دست می‌آید به استثنای مواردی که شهادت به استفاضه کافی است: بعضی از امور بوسیله شنیدن و شیاع بین مردم که در فقه به آن استفاضه گویند ثابت می‌شود.( ادله اثبات دعاوی کیفری، گروه پژوهش حقوق دانشگاه رضوی ص 158.)
مستند علم در شهادت: در شهادت علم باید مستند به حسّ باشد ولی عده‌ای استناد به حس را در علم شرط نمی‌دانند و تأکید نموده‌اند اگر از راه‌هایی چون تواتر، خبر همراه با قراین دالّ بر صحت و شهرت، علم بدست آید کافی است. امام خمینی (ره) در این باره میفرمایند، ضابطه این است که باید شهادت با یقین و علم قطعی همراه با حد بنابراین در مواردی که دیدن در دیدنی‌ها و شنیدن در شنیدنی‌ها و… ممکن است از طریق دیگری غیر از حواس پنجگانه مانند تواتر و شهرت هم علم بدست آید بلی اگر از طریق غیر عادّی مثل رمل و جفر باشد اشکال دارد.( موسوی الخمینی ، روح الله ، انتشارات دارالعم ، چاپ هشتم ، تحریر الوسیله، ج 2، ص 403.)

1-1-1 بررسی واژه شهادت و تعریف آن در فقه و حقوق
بررسی واژه
کلمه شهادت در لغت از فعل ثلاثی مجرت شهد ، یشهد ، شهودا و شهاده گرفته شده است . گفته شده این کلمه اگر بدون حرف اضافه استعمال شود به معنای ادراک و حضور است و با حرف اضافه “علی” به معنای اخبار قاطع بوده و استعمال آن با حرف “باء”مانند ( شهد عندالحاکم لفلان علی فلان بکذا”به معنای ادای شهادت و یا قسم است معنای اخیر مترادف جمله “حلف بکذا”(قسم خوردن به کذا )( خلاصه ای از کتب المنجد و اقرب الموارد ذیل کلمه است) علامه راغب اصفهانی (معجم مفردات الفاظ القرآن ذیل کلمه شهد . )کلمات “شهود” و” شهادت ” را به معنای حضور به همراه مشاهده توام با بصر (چشم ) و یا بصیرت و گاهی به معنای حضور تنها معنی نموده و در ادامه مطلب خود اضافه می‌نماید : شهادت گفته ای است که از روی علم صادر شده و به مشاهده توسط بصر یا بصیرت حاصل شده باشد ، از لفظ شهادت تعبیر به شهادت از حکم نیز شده است مانند ” شَهِدَ شاهِدٌ مِن اهل‌ها “(گواهی داد گواهی ، از اهل و خاندان آن زن) (سوره یوسف ،آیه 26 )در کتاب فرهنگ اصطلاحات فقه اسلامی آمده است : ابلجمله چنان که در کتاب المهذب ولاختیار لتعلیل المختار می‌نویسد شهادت در اصل به معنای ” حضور ” است و در شرع خبر دادن از چیزی ( واقعه ای ) است که هنگام وقوع و حدوق آن حاضر بوده و آن را مشاهده نموده است . باید گفت “شهادت” هم دارای معنی اسمی است و هم دارای معنی مصدری ، معنی اسمی آن مانند استعمال این کلمه در آیه شریفه ” عالِمُ الغَیبِ وَ الشَهادهِ”( سوره انعام ، آیه 73 )(دانای نهان و آشکار) می‌باشد در آیه مزبور کلمه شهادت در مقابل کلمه غیب آمده است . علاوه بر آن این کلمه در معنی خبر قاطع نیز استعمال می‌شود و معنی مصدری آن ” حضور داشتن ” ، “درک نمودن ” و ” اطلاع داشتن ” و همچنین ” اخبار قاطع دادن ” است . (قاسمی حامد ، عباس،تحلیل الحقوقی شهادت در مذهب امامیه ، ص 13و 14).
در قرآن کریم نیز آیاتی که موید استعمال کلمه شهادت در معنای حضور و اخبار قاطع باشد وجود دارد . در آیات ” وَاللهُ یَشهَدُ اِنَّ المُنافِقینَ لَکاذِبون ” (سوره منافقون ، آیه 1) (و خداوند گواهی می‌دهد که منافقین دروغگویانند ) و “لاتقبلوا لهم شهاده ابدا” کلمه شهادت و همین طور فعل آن در معنای ” اخبار قاطع ” استعمال شده است برای این کلمه و مشتقات آن معانی و استعمالات مختلف دیگری نیز ذکر شده است ، اما آنچه در این نوشته بیش تر مورد نظر قرار گرفته است دو معنای اخیر کلمه مزبور است که در هر دو معنا اسم فاعل آن کلمه ” شاهد ” است . (همان ، ص14).
معادل فارسی ” شهادت ” را کلمه ” گواهی ” دانسته‌اندو فاعل آن که کلمه ” شاهد” است معادل ” گواه ” ذکر شده است گفته شده ” گواهی گاهی به معنای تصدیق است که در این صورت با مفهوم شهادت فرق دارد (-لغت نامه دهخدا ، فرهنگ فارسی دکتر محمد معین ، ترمینولوژی حقوق ، ذیل کلمه شهادت )( قاسمی حامد ، عباس،تحلیل الحقوقی شهادت در مذهب امامیه ، ص 14).
مفهوم گواهی
گواهی ( شهادت ) به مفهوم اعم ، اخبار ( خبر دادن ) فرد نزد مرجع قضاوتی از دیده‌ها یا شنیده‌ها یا سایر آگاهی‌هایی است که به صورت اتفاقی یا به درخواست یکی از اصحاب دعوا از موضوعی پیدا کرده است . بنابراین گواهی با اقرار این تفاوت اساسی را دارد که اقرار به زیان خود و به سوی دیگری است و با ادعا که اخبار به سود خود و به زیان دیگری است نیز تفاوت دارد گواهی با کارشناسی نیز این تفاوت را دارد که کارشناس محسوسات خود را با دخالت دادن تخصص خود و نتیجه گیری از آن‌ها ارائه می‌نماید ، در حالی که گواه از دیده‌ها، شنیده‌ها یا سایر آگاهی‌های خود بدون دخالت دادن تخصص احتمالی خود ، اخبار می‌نماید بی آنکه خود از آن نتیجه گیری نماید .(شمس ، عبدالله ،ادلهی اثبات دعوی حقوق ماهوی و شکلی ،ص136 ) .
1-1-2 تعریف لغوی شهادت
درباره معنای شهادت ، معانی ذیل نقل گردیده است :
در مختار الصحاح آمده است: اشهده علی کذا فشده علیه او را بر مطلب خاصی شاهد گرفت ، پس او بر آن مطالب شهادت داد و ” استشهده ” از کسی درخواست شهادت کردن و “شهده ” حاضر بودن شخصی در حادثه ای و ” شهدله بکذا” درباره مطلبی ادای شهادت کرد .
در لسان العرب آمده است ” اشهدته علی کذا فشهد علیه ” او را شاهد گرفتم ، آنگاه او شاهد آن مطالب واقع گردید . (ابن منظور ، لسان العرب ، جلد 3 ، ص 240 )(گروه پژوهشی حقوق ، دانشگاه علوم اسلامی رضوی ، ادله اثبات دعاوی کیفری ، ص 130).
1-1-3 تعریف اصطلاحی شهادت
شهادت اخبار توام با قطع و جزم است از وجود حقی برای غیر که از سوی غیر قاضی به عمل می آید . (نجفی ، محمد حسن ، جواهر الاحکام ، جلد 41 ، ص 7).
به نظر می رسد تعریف فوق کامل باشد به شرط این که قید مستند بودن شهادت به یکی از حواس را نیز به آن اضافه کنیم ، زیرا همان طور که بعد خواهد آمد ، در پذیرش شهادت شرط استناد به حس لازم و ضروری است . (محقق حلی ، شرایع الاسلام ، ص 364).
1-1-4 تعریف شهادت از منظرفقه
فقها و حقوقدانان برای شهادت تعاریف متعددی بیان کرده‌اند . در کتاب جواهر الکلام آمده است ” شهادت لغتا به معنای حضور است و یا علمی که از آن تعبیر به اخبار از روی یقین شده و شرعا اخبار قطعی از حقی است که برای دیگری لازم و ثابت و محقق شده و این اخبار از ناحیه غیر حاکم است … و مرجع در آن ( در شناخت و فرق گذاری ما بین شهادت و دیگر اخبار ) عرفی است که صلاحیت دارد ما بین شهادت و اخبار فرق بگذارد ” صاحب جواهر (ره) پس از ذکر نظرات عده ای دیگر در انتهای مطلب می‌فرمایند : ” تمامی آنچه که شهادت ، شمرده می‌شود در آن تعدد ( افراد ) و احکام ثابت دیگر آن اعتبار شده در غیر این صورت شهادت نمی‌باشد و ظاهر این است که عرف به همین معنی ملتزم شده و قیود حاکم و غیر آن را دخالت نمی‌دهد ” (نحفی ، محمد حسن ،جواهر الکلام فی الشرح الاسلام، جلد 41، صفحه 7)
در کتاب جامع المدارک پس از ذکر تعریفی که در کتاب جواهر الکلام آمده است آورده شده : “ممکن است گفته شود شهادت به معنای لغوی و عرفی خود باقی است ، پس گاهی (در شهادت ) نظر به اخبار است مانند شهادتی که راجع است به موضوعات خارجیه همچون شهادت به نفع مدعی در مرافعات و گاهی نظر به حضور است مانند شهادت در طلاق ، نهایتا اعتبار تعدد از طرف شرع در موضوعات غالبا وجود دارد بناراین تقیید در تعریف مذکور به این که حقی است که برای غیر ، لازم و ثابت است موجب خروج شهادت در رویت هلال بلکه شهادت در آنچه که موجب حد می‌شود خواهد شد ” (خوانساری ، سید احمد،جامع المدارک ، جلد 6 ، ص 96)
در توضیح شهادت آورده‌اند که : ” … در فقه غالبا شرط می‌کنند که مشهود به باید از دیدنی‌ها ( مبصرات ) و یا شنیدنی‌ها ( مسموعات ) باشد مانند عقد و ایقاع که شنیدنی است و قتل و دزدی که دیدنی است .. کسی که به ترتیب فوق اخبار از وقوع امری در گذشته یا حال ( از مسموعات یا مبصرات ) می‌نماید او را شاهد نامند و امری که از وقوع آن خبر می‌دهد مشهود به نامیده می‌شود و کسی که شهادت به نفع اوست مشهودله خوانده می‌شود و کسی که شهادت به زیان اوست مشهود علیه نام دارد “
به نظر می‌رسد تعریف شهادت بر اساس لغت و نظر عرفی خالی از اشکال است . توضیح و تعریف مفردات راغب جامع‌ترین تعاریف است ، البته با توجه به این مطالب که ملاک در شهادت افراد حضور به توسط حس است اعم از اینکه شهادت به توسط سمع ( شنیدن ) باشد ( مانند شهادت در احکام و اقاریر و عقود و ایقاعات ) و یا به توسط بصر ( دیدن ) که در موضوعات است ، خواه موضوع مورد بحث فعلی از افعال باشد ( مانند قتل ، دزدی ، … ) یا موضوعی از موضوعات خارجی ( مانند رویت هلال ، طهارت ، نجاست ، کریت و … ) کیفیت استعمال این لغن نیز خود بیانگر این مطلب است که معنای مورد نظر ” حضور ” است ( مانند شهادت در طلاق و درک ماه مبارک رمضان ” فمن شهد منکم الشهر فلیصمه ” یا اخبار قطعی از واقعه ای خارجی این که گفته شده روایت یا شهادت متفاوت است خالی از اشکال به نظر نمی‌رسد ، زیرا در شهادت ملاک حسن نمودن مورد شهادت است که یک نوع آن به توسط سمع ( شنیدن ) است و اگر بخواهیم شهادت در حکم را از مقوله شهادت خارج کنیم باید از شهادت در اقرار ، عقود و ایقاعات نیز رفع ید نماییم ، زیرا ملاک در همه این‌ها یک امر است و آن درک حسی توسط سمع ( شنیدن ) است.
شهادت بالسمع در محدوده شهادت است و شهادت در اقرار و عقد و ایقاع نیز جزو این مقوله بوده همانگونه که شهادت در حکم نیز چنین می‌باشد .
البته ممکن است در برخی موارد ( مانند شهادت به فعل یا تقریر معصوم ) درک حسی با چشم باشد ، ولی برای حاضر در صحنه و پس از نفر اول شهادت بالسمع خواهد بود . برخی از مولفین به نقل از تدریب الراوی سیوطی در حدود ده فرق ما بین شهادت و روایت ذکر کرده‌اند بعضی از این فرق ها با توضیقی که فوقا ذکر شد صحیح نمی‌باشد و آنچه صحیح است ضرری به وحدت ملاک آن دو وارد نخواهد کرد همچنان که ناقل مذکور نیز در قسمتی از مطالب خود گفته است :” روایت از معصوم در واقع شهادت به صدور حکمی از شرع است “(قاسمی حامد ، عباس ، تحلیل حقوقی شهادت در مذهب امامیه ، صص15-17 )
1-1-5 شهادت در تعریف قانون(گواه)
شهادت به موجب ماده 1258 قانون مدنی یکی از ادله‌ی اثبات دعواست و مواد 1306 تا 1320 آن مصوب 1314 ، به شهادت اختصاص داشت . با توجه به مصوبات مجلس و نظریه‌ی شورای نگهبان که در سال 1361 تا سال 1370 منتشر گردید ، مواد 1306 تا 1311 منسوخ یا ابطال شد و ماده 1313 آن دوباره اصلاح و .. شد شرایط شاهد در ماده 155 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 1378 نیز پیش بینی شد نتیجه اینکه در حال حاضر شرایط شاهد هم در مواد 1313 و 1314 ق . م. و هم در ماده 155 ق.ج.آ.د.ک. آمده که انطباق کامل ندارند اما می‌توانند جمع شوند . با این همه ، به موجب ماده 233 قانون جدید آیین دادرسی مدنی ” صلاحیت گواه و موارد جرح وی برابر شرایط مندرج در … کتاب دوم ، در امور کیفری ، این قانون می‌باشد “مقررات مزبور بررسی می‌شوند . اما مناسب است گفته شود که دلیل مورد بررسی ، نه تنها در قانون مدنی بلکه در ق.ج.آ. د.ک . نیز شهادت خوانده شده ، اما در این کتاب به پیروی از “فرهنگستان” و قانون جدید آیین دادرسی مدنی ، “گواهی ” خوانده می‌شود این واژه را ” فرهنگستان ” در برابر ” شهادت ” و واژه‌ی “گواه” را نیز در برابر “شاهد”قرار داده است .
در قانون جدید آیین دادرسی مدنی ، آیین استماع و جرح “گواه” پیش بینی شده ، اما در همین قانون نیز دعاوی درخور اثبات با گواهی ، چه به عنوان دلیل منحصر یا تکمیلی باشد آماده است ، در حالی که توان اثباتی دلیل باید در قانون مدنی پیش بینی شود . .(شمس ، عبدالله ،ادلهی اثبات دعوی حقوق ماهوی و شکلی ،ص135-136 )
1-2-1 مبانی فقهی شهادت
شهادت یکی از ادله اثبات دعوی در حقوق اسلامی است . قرآن به عنوان معتبرترین کتاب آسمانی و یگانه سند مکتوب راهنمای زندگی بشر که به دور از تحریف و جعل حقایق ، در دسترس ما قرار دارد در موارد متعددی به شهادت و لزوم ادا و اقامه آن در دعاوی اشاره نموده است . (آیات 282 و 283 سوره بقره ، و همچنین آیه 4 سوره نور و آیه 2 سوره طلاق)
روایات زیادی نیز درباره شهادت نقل شده است . (حر عاملی ، وسایل الشیعه ، جلد 18)
با توجه به اهمیت شهادت به عنوان یکی از دلایل اثبات دعوی ، در این نوشتارتلاش بر این است که جنبه‌های فقهی شهادت مورد بررسی قرار گیرد .
در برخی از کتب فقهی اصطلاح بیّنه نوعاً به جای اصطلاح شهادت استعمال گردیده است و بیّنه را مطابق با شهادت شهود تلقی نموده و علت این امر آن بوده است که در اغلب موارد از شهادت شهود به عنوان بیّنه دعوی استفاده می‌شده است. یکی از نویسندگان حقوقی بینّه را این گونه تعریف نموده است:
“از نظر فقهی اصطلاح بیّنه به معنی تعدادی شهود که قانوناً شهادت و گواهی آنان می‌تواند یک قضیه حقوقی اعم از جزایی یا مدنی را اثبات نماید تعریف شده است”(گروه پژوهشی حقوق دانشگاه ، علوم اسلامی رضوی ، ادله اثبات دعاوی کیفری).
1-2-2 مبانی شهادت در حقوق موضوعه
الف) ارزش شهادت قبل از اصلاح قانونی مدنی
قبل از اصلاحیه مورخ 8/10/1361 قانون مدنی مصوب مجلس شورای اسلامی، میزان ارزش شهادت شهود با عنایت به مواد (1306) الی (1312) آن قانون جهت اثبات دعاوی مدنی بسیار محدود بوده و ارزش آن با توجه به میزان و موضوع دعوی با الهام از قانون مدنی فرانسه دارای نصاب بوده و حداکثر تا پانصد ریال قابلیت اثبات و استناد داشت. اما با عنایت به اصلاحیه مزبور و همچنین اظهارنظر مورخ 8/8/1367 فقهای شورای نگهبان و قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 4/8/1370 مجلس شورای اسلامی راجع به حذف مواد (1310)، (1308)، (1307)، (1306)و (1311) و همچنین غیر شرعی اعلام نمودن ماده (1309)(5) قانون مدنی تحول ریشه‌ای و اساسی در ارتباط با ارزش شهادت شهود در نظام حقوقی ما به وقوع پیوست. علاوه بر این، مبانی قانونی مربوط به شهادت را می‌توان در مواد (148) الی (172) از قانون آیین دادرسی کیفری و مواد (229) لغایت (247) از قانون آیین دادرسی مدنی یافت که در خور تأمل فراوان است.
ماده (1306) سابق قانون مدنی اشعار می‌داشت: “جز در مواردی که قانون استثناء کرده است هیچ یک از عقود و تعهدات و ایقاعات که موضوع آن عین یا قیمتی که بیش از پانصد ریال باشد. نمی‌توان فقط به استناد شهادت ثابت کرد” ولی این حکم مانع از این نیست که محاکم برای حکم و مزید اطلاع و کشف حقیقت از اظهارات شهود استفاده کنند. از سویی دیگر ماده (1310) نیز مقرر می‌داشت: اگر موضوع دعوی، عقد یا ایقاع بیش از پانصد ریال باشد نمی‌توان آن را به وسیله شهود اثبات کرد، اگر چه مدعی، مدعی به خود را به پانصد ریال تقلیل داده یا از مازاد آن صرف نظر کند.” پس از پیروزی انقلاب با عنایت به اینکه تطبیق قوانین با موازین اسلامی به موجب اصل چهارم قانون اساسی در سرلوحه کار قانون‌گذار قرار گرفت.
لذا در این راستا مواد فوق‌الذکر در اصلاحیه مورخ 8/10/1361 مجلس شورای اسلامی حذف گردید. چه آن‌که اصولاً در حقوق اسلام اثبات دعاوی به استناد شهادت شهود دارای هیچ محدودیتی نمی‌باشد، لذا در مغایرت مواد محذوف با موازین اسلامی علی‌الظاهر تردیدی وجود ندارد. بنابراین، حذف مواد مرقوم کاملاً منطقی و قابل توجیه می‌باشد. از سوی دیگر با توجه به گذشت سالیان دراز از زمان تصویب قانون شهادت و امارات مصوب سال 1308 و همچنین سقوط ارزش واحد پول ایران محدوده دعاوی را که موضوع آن عیناً و قیمتاً حداکثر پانصد ریال باشد دیگر وجود نداشت و به این ترتیب صرف نظر از فقدان مشروعیت موارد مرقوم، اصولاً مواد فوق‌الاشعار با توجه به شرایط اقتصادی حتی از اهداف قانون‌گذار در سال 1308، به کلی به دور افتاده است.(بهرامی ، بهرام، بایسته های ادله اثبات ،ص163-166).
1-3-1 شهادت یا بینه
مفهوم بینه
بینه دارای دو معنی است :
الف) معنی عام و آن عبارت است از هر دلیلی که برای اثبات دعوی و یا دفاع از آن مورد استناد قرار می‌گیرد مانند سند ، سوگند ، اقرار ، شهادت ، قرائن و … هر گاه گفته می‌شود “البینه علی من ادعی و الیمین علی من انکر ” مقصود مفهوم عام “بینه ” است .
ب) معنی خاص : و آن عبارت است شهادت و گواهی گواهان و مطلعین بدون در نظر داشتن سایر ادله است . لفظ بینه منصرف به شهادت است . (الوسیله فی شرح قانون مدنی ، ج2 ، ص 311)(بهرامی ، بهرام ،بایسته های ادله اثبات ،ص136).
بین به معنی واضح و آشکار و روشن است (نجفی ، محمد حسن،جواهر الکلام ، جلد 41 ، ص 7)
هم چنین بینه به معنی دلیل و حجت ظاهر و آشکار اعم از عقلی ، نقلی و حسی است واژه بینه ، در قرآن به معنی حجت و دلیل روشن و آشکار به کار رفته است . (آیه 15 سوره کهف ، 25 بقره ، 18 انعام)

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید