*205

وزارت علوم، تحقیقات و فن آوری

دانشگاه سوره
دانشکده فرهنگ و ارتباطات
پایان نامه تحصیلی در مقطع کارشناسی ارشد
عنوان پایان نامه:
« بررسی اهمیت اسطوره سازی دینی برای کودکان در رسانه ها؛ از دیـدگاه صاحبنظـران و ارتباط گران حوزه رسانه ای »
استاد راهنما:
دکتر امیرعبدالرضا سپنجی
استاد مشاور:
دکتر بهار مختاریان
تحقیق و نگارش:
فاطمه امیراحمدی
زمستان 91

چکیده این تحقیق به دنبال جای خالی شخصیت ها و اسطوره های بومی در دنیای کودک ایرانی بود. یا در صورت بودن اثری در این زمینه، چرا دچار مرگ زود هنگام شده و حتا به اندازه ی یک نسل تداوم نمی یابند.
برای به دست آوردن پاسخ، از نظریه اسطوره ی رولان بارت استفاده شده است. برای شناخت اسطوره وی باید از نشانه شناسی او شروع کرد. زیرا اسطوره مورد نظر وی سطح دوم دلالتگری نشانه ی ضمنی است. نشانه ضمنی خود از دال و مدلولی ساده به دست می آید. یک دال ( شکل ) و مدلول ( محتوا ) نشانه ای را شکل می‌دهند که این نشانه دارای یک معنای صریح است و این معنای صریح همان دلالت آن محسوب می شود. و همین دلالت در نشانه ضمنی به مثابه دالی خواهد بود که با مرتبط شدن به مدلول های دیگر سطح دلالتگری بعدی را شکل می دهد و زمانی که آن با تم‌های وسیع تری به وسیله خواننده ربط داده شود، به یک پیام یا معنای دومی منجر می‌گردد که دارای قاب بازتر ایدئولوژیکی است. بارت این دومین سطح از دلالت‌گری را سطح “اسطوره” می‌نامد.
روش مورد استفاده در این پژوهش، روش کیفی است و محقق برای جمع آوری داده ها و اطلاعات مورد نیاز از ابزار مصاحبه ی عمیق بهره جسته است. در این کار از 27 هنرمند و کارشناس در حوزه کودک اعم از کارگردانان فیلم انیمیشن، رئال، نویسنده و فیلمنامه نویس، نگارگر کتاب کودک، تهیه کننده و کارشناس برنامه و کتاب کودک مصاحبه گرفته شده است و دیدگاه های آنان با سیزده سوالی که از قبل طراحی شده بود، به دست آمد. البته از بین پنج کارشناس کودک، دیدگاه های سه تن از آن ها پس از استخراج داده ها گرفته و به عنوان اطلاعات تکمیلی آورده شده است. برای خوانش اطلاعات و داده ها، پاسخ ها به شکل گزاره در آمده و در 40 جدول مربوط به هر سوال قرار داده شد. با توجه به داده های استخراجی، مشخص شد هنرمندان دیدگاه های پراکنده ای از اسطوره در حوزه کودک دارند.
از دیگر علل نبود شخصیت های درون فرهنگی – تاریخی، به بخش مدیریت در این حوزه بر می گردد. در مدیریت کلان و فرهنگی، سیاستگذاری های نادرست و عدم سرمایه گذاری، چه مالی و چه زمانی، پویایی لازم را از حوزه کودک گرفته است. این که کودک در هر شرایط سنی، دارای چه ویژگی های شخصیتی است و خواسته ها و آمال کودک در آن گروه سنی خاص چیست؟ از دغدغه های اصلی در این حوزه است. این است که نوشته ها و ساخته ها در این زمینه ( اسطوره ) از نظر کمی بسیار کم و از نظر کیفی در سطح قابل قبولی از نگاه کودک نیستند. اگر نمونه هایی استثنایی نیز وجود داشته باشد به خاطر مدیریت فصلی و عدم سرمایه گذاری و حمایت، معمولا ادامه نخواهند داشت.
واژگان کلیدی: رسانه، فرهنگ، هویت، کودک، نماد، اسطوره
فهرستالف. فهرست مطالب
چکیده
فصل اول: 1.طرح تحقیق TOC o “1-3″ h z u
1-1 مقدمه 12-1 طرح مساله43-1 اهداف تحقیق71-3-1 هدف اصلی 72-3-1 هدف های فرعی 74-1 ضرورت و اهمیت تحقیق8فصل دوم: 2. مرور مبانی نظری و پیشینه تحقیق
1-2 مقدمه101-1-2 رشد و تکامل کودک ” هوشی، اجتماعی و اخلاقی ” 12الف. رشد هوشی کودک12ب. رشد اجتماعی کودک14ج. رشد اخلاقی کودک142-1-2 معنا شناسی و ارتباط در محصولات فرهنگی کودکان 153-1-2 تاریخچه اسطوره 19الف. تعریف اسطوره19ب. اسطوره شناختی222-2 چهارچوب نظری تحقیق261-2-2 نشانه شناسی در نزد برخی نشانه شناسان و بارت 262-2-2 اسطوره ی بارت 273-2 پیشینه تحقیق36- پایان نامه ها 36- مقاله ها 37- پژوهش 38- کتاب ها 384-2 سوال های تحقیق381-4-2 سوال اصلی 382-4-2 سوال های فرعی 38فصل سوم: 3.روش تحقیق
1-3 مقدمه392-3 پژوهش کیفی403-3 تاریخی مختصر از تحقیق کیفی404-3 ویژگی های اساسی تحقیق کیفی411-4-3 انتخاب صحیح نظریه ها و روش های مناسب 422-4-3 به رسمیت شناختن و تحلیل دیدگاه های مختلف 423-4-3 تاثیر محققان بر تحقیق شان به منزله ی بخشی از فرایند تولید دانش 424-4-3 تنوع رویکردها و روش ها 425-3 ضرورت آیین نامه های اخلاقی در تحقیق کیفی426-3 مصاحبه437-3 رویکرد مصاحبه در گردآوری داده ها448 -3 شرایط برگزاری یک مصاحبه مطلوب469-3 انواع مصاحبه بر اساس ترتیب پرسش ها461-9-3 مصاحبه ساخت یافته 472-9-3 مصاحبه غیر ساخت یافته 47الف. مصاحبه متمرکز48ب. مصاحبه بالینی50ج. مصاحبه هدایت نشده50د. مصاحبه روایی50ه. مصاحبه فرافکنی51و. مصاحبه عمیق523-9-3 مصاحبه نیمه ساخت یافته 53الف. مصاحبه متمرکز53ب. مصاحبه نیمه استاندارد54ج. مصاحبه مساله محور54د. مصاحبه با متخصصان54ه. مصاحبه قوم نگارانه5410-3 مصاحبه عمیق روشی برتر در مطالعات ارتباطی541-10-3 هدف های مصاحبه ی کیفی 552-10-3 مزایای مصاحبه ی عمیق 563-10-3 محدویت های مصاحبه عمیق 564-10-3 اجرای مصاحبه عمیق 565-10-3 روش ثبت داده ها 576-10-3 مراحل مصاحبه ی عمیق 5712-3 انواع مصاحبه از نگاه لیندلف6013-3 راه کارهایی برای گرفتن اطلاعات6114-3 مقابله با پارازیت در جریان ارتباط دو سویه مصاحبه611-14-3 پارازیت های مربوط به مصاحبه شونده 62
2-14-3 پارازیت های مربوط به مصاحبه کننده 6315-3 دستورالعمل هایی برای برگزاری مصاحبه6416-3 نکات مهم در طرح پرسش ها6417-3 محاسن روش مصاحبه6518-3 معایب روش مصاحبه6519-3 مصاحبه از نظر دفعات اجرا66الف. مصاحبه یکباره 66ب.مصاحبه چند باره 6620-3 تحلیل اطلاعات به دست آمده6721-3 جامعه ی تحقیق6722-3 حجم نمونه تحقیق6723-3 تعریف عملیاتی متغیرها68فصل چهارم: مرور یافته های تحقیق
1-4 مقدمه701-1-4 گزاره 742-4 داده ها و اطلاعات استخراج شده763-4 اهداف تحقیق1381-3-4 سوال اصلی 1382-3-4 سوال های فرعی 139فصل پنجم: 5.جمه بندی و نتیجه گیری تحقیق
1-5 مقدمه1442-5 محدویت های تحقیق1463-5 جمع بندی و نتیجه گیری1474-5 پیشنهادها155پیوست ها
« رزومه ای کوتاه از هنرمندان مصاحبه شونده »157« سه نمونه از مصاحبه های گرفته شده از هنرمندان »167« گزاره های استخراج شده از پاسخ های مصاحبه شوندگان »220منابع252
ب. فهرست جدول داده ها
TOC h z c “Figure” الف. جدول کدگزاری مصاحبه شوندگان72 ب. جدول کد گذاری پرسش ها73جدول 1-1-1 / تعریف اسطوره- نیازها و آرزوهای بشری76جدول 2-1-2/ تعریف اسطوره- فرهنگ77جدول 3-1-3 / تعریف اسطوره- داستان و قهرمان داستانی78جدول 4-1-4 / تعریف اسطوره- ارتباط گر انسان با جهان هستی79جدول 5-1-5 / تعریف اسطوره- تاریخ80جدول 6-1-6 / تعریف اسطوره- دیگر موارد81جدول1-2-7 / جایگاه و محل اسطوره- فرهنگ و دین84جدول 2-2-8 / جایگاه و محل اسطوره- ادبیات و کتاب ها85جدول 3-2-9 / جایگاه و محل اسطوره- تاریخ و تمدن86جدول 4-2-10 / جایگاه و محل اسطوره- دیگر موارد87جدول1-3-11 / هویت سازی اسطوره- تاثیر اسطوره بر هویت انسان89جدول 1-4-12 / پردازش و خلق اسطوره-پردازش یا خلق اسطوره91جدول1-5-13 / افرادی که می توانند به ساخت اسطوره بپردازند- هنرمند93جدول2-5-14 / افرادی که می توانند به ساخت اسطوره بپردازند – دیگر موارد94جدول1-6-15 / ویژگی های اسطوره برای کودک 12-7 سال- شخصیت اسطوره96جدول 2-6-16 / ویژگی های اسطوره برای کودک 12-7 سال- نگاه به کودک98جدول 3-6-17 / ویژگی های اسطوره برای کودک 12-7 سال- شکل داستان100جدول 4-6-18 / ویژگی های اسطوره برای کودک 12-7 سال- توجه به ساختار ظاهری و روبنایی101جدول 5-6-19 / ویژگی های اسطوره برای کودک 12-7 سال- دیگر موارد102جدول 6-6-20 / ویژگی های اسطوره برای کودک 12-7 سال- سفید و سیاه یا خاکستری بودن شخصیت103جدول 1-7-21 / علت جای خالی اسطوره های بومی در دنیای کودک ایرانی- مدیریت106جدول 2-7-22 / علت جای خالی اسطوره های بومی در دنیای کودک ایرانی- هنرمند109جدول 3-7-23 / علت جای خالی اسطوره های بومی در دنیای کودک ایرانی- مدیریت و هنرمند111جدول 4-7-24 / علت جای خالی اسطوره های بومی در دنیای کودک ایرانی- رسانه113جدول 5-7-25 / علت جای خالی اسطوره های بومی در دنیای کودک ایرانی- دیگر موارد114جدول 1-8-26 / تحقیق و پژوهش در تولید محصولات فرهنگی- تحقیق و پژوهش در انجام کار116جدول 1-9-27 / رصد کردن بازخوردها-گرفتن بازخورد کارها118جدول 1-10-28 / وجود برنامه های فرهنگی غیر بومی در بازار فرهنگی بومی- موافق بودن یا نبودن120جدول 1-11-29 / تکنیک های استفاده شده در برنامه های غیر بومی با پذیرش جهانی- داشتن نگاه بین المللی در تولید121جدول 2-11-30 / تکنیک های استفاده شده در برنامه های غیر بومی با پذیرش جهانی- نگاه به کودک در تولید 122جدول 3-11-31 / تکنیک های استفاده شده در برنامه های غیر بومی با پذیرش جهانی-کیفیت محصولات تولیدی123جدول 4-11-32 / تکنیک های استفاده شده در برنامه های غیر بومی با پذیرش جهانی- برنامه ریزی و مدیریت124جدول 5-11-33 / تکنیک های استفاده شده در برنامه های غیر بومی با پذیرش جهانی- قدرت رسانه ها125جدول 6-11-34 / تکنیک های استفاده شده در برنامه های غیر بومی با پذیرش جهانی- تحقیق و پژوهش در کار126جدول 7-11-35 / تکنیک های استفاده شده در برنامه های غیر بومی با پذیرش جهانی- دیگر موارد127جدول 1-12-36 / ساختار برنامه های غیر بومی- ساختار زیربنایی و روبنایی تولیدات129جدول 1-13-37 / راهکار پیشنهادی برای پذیرش اسطوره های بومی- مدیریت131جدول 2-13-38 / راهکار پیشنهادی برای پذیرش اسطوره های بومی- انجام تحقیق و پژوهش133جدول 3-13-39 / راهکار پیشنهادی برای پذیرش اسطوره های بومی- نگاه حرفه ای به ساختار کار134جدول 4-13-40 / راهکار پیشنهادی برای پذیرش اسطوره های بومی- دیگر موارد135ج. جدول کسانی که دعوت به همکاری شدند145ج. فهرست جدول گزاره های مصاحبه شوندگان
جدول گزاره های کد 1 – نورالدین زرین کلک220جدول گزاره ی کد 2 – سید علیرضا گلپایگانی221جدول گزاره های کد 3 – علیرضا کاویان راد222جدول گزاره های کد 4 – بهرام عظیمی223جدول گزاره های کد 5 – حسین مرادی زاده225جدول گزاره های کد 6 – علیرضا فرمانی226جدول گزاره های کد 7 – ملوس مراد227جدول گزاره های کد 8 – احمد عربانی229جدول گزاره های کد 9 – مصطفی رحماندوست230جدول گزاره های کد 10 – محمود برآبادی232جدول گزاره های کد 11 – محمدرضا یوسفی233جدول گزاره های کد 12- محمدرضا شمس234جدول گزاره های کد 13 – سید علی شجاعی236جدول گزاره های کد 14 – مجید راستی237جدول گزاره های کد 15 – بیژن شکرریز238جدول گزاره های کد 16 – بهروز غریب پور240جدول گزاره های کد 17 – سیروس حسن پور241جدول گزاره های کد 18 – علی اصغر آزادان242جدول گزاره های کد 19 – سعید رزاقی ثمینی244جدول گزاره های کد 20 – علیرضا گلدوزیان245جدول گزاره های کد 21 – پیمان رحیمی زاده246جدول گزاره های کد 22 – کیانوش غریب پور248جدول گزاره های کد 23 – علی زارعان249جدول گزاره های کد 24 – شهرام اقبال زاده250
فصل اول:
1.طرح تحقیق 1-1 مقدمه قرن بیست و یکم دوره ی جهانی شدن فرهنگی در عرصه های بین المللی است. اگر اواخر قرن گذشته، اروپا در مسیر یکی شدن اقتصادی و مرزهای سیاسی به موفقیت دست یافت، این عصر، سخن از یکی شدن فرهنگی است. تمامی این تغییرات رویکردی، از کشورهای صنعتی آغاز و به کشورهای جهان سومی ختم می گردد و نیز در این عرصه ها معمولا کشورهای جهان سوم، نقطه آسیب محسوب می شوند.
اصطلاح ” کشور در حال گذر ” برای توصیف کشورهای جهان سوم، سخن از آدمی آشفته و بی نظم است که با شتاب بسیار می دود و در رسیدن او نیز، تضمینی وجود ندارد ( محسنیان راد،15:1389 ).
به نظر می رسد نسخه های پیچیده شده ی غیربومی، برای کشورهای دیگر کارگر نیفتد و برای هر کشوری باید از درون فرهنگ و بستر تجربیات او نسخه نوشت و امید به ترقی داشت.
در بازار امروز پیام ارتباطی، ” چه می گوید ” بسیار مهم تر از ” چه کسی می گوید ” است ( همان:28 ). اما به نظر می رسد در حوزه ” بازار پیام فرهنگی ” این هر دو مهم است؛ این که چه کسی، چه می گوید.
مردم شناسان بر این باورند معنی در ذهن به ظهور می رسد و از رفتار فرد سر برمی آورد. در تعریف معنی ر.لینتون بیان می کند، « معنی مجموعه ای از خصایص فرهنگی مرکب از پیوندهایی است که هر جامعه ای به آن نسبت می دهد. این گونه پیوندها ذهنی اند و غالبا جنبه ناهشیارانه دارند و فقط به طــور غیر مستقیم در رفتــار آنان متجلی می شــونـد » ( همان:66 ).
در همین رابطه می توان به همان داستان معروف اختلاف معنی سگ در ذهن یک زوج اشـاره کرد. زبان این زن و شوهر یکی است، هر دو برای واژه سگ در دفتر لغت معنی خود، یک معادل را دارند ولی معنی سگ برای این هر دو متفـاوت است یعنی در حافظـه درازمدت آن ها، معنـی متفاوت نسبت به یکـدیگــر نگه داری می شود.
ویلیام بی من به نقل از تـرنـر می نـویســـد: « نمــاد چه عینی و چه انتــزاعی، از نظـــر کارکــردی، ســازوکـاری است که در چـارچـوب یک نظام فـرهنگی، پـدیـده هـایی ملموس و عینی را به ” معـانی ” مربوط می ســـازد » ( همان ). اصطلاح نماد و نشانه در حوزه فلسفه زبان، زبان‌شناسی، ارتباط‌شناسی و هنر بیش تر کاربرد دارد ( همدانی، منبع اینترنتی ) که به اعتقاد محسنیان راد، نماد خود عامل زایش فرهنگ است آن جایی که پدیده های ملموس و عینی را در چارچوب یک نظام فرهنگی به معانی مرتبط می سازد. همان طور که اشنایدر فرهنگ را، نظامی از ” نمادها و معانی ” تعریف کرده است ( محسنیان راد،68:1389 ).
در همین رابطه می بینیم که در ساخت کارتون ها و نوشتن شخصیت های قهرمانی، برای انتقال پیام و معنی مورد نظر برای مخاطب کودک بیش تر از نمادها و اشکال ملموسی استفاده می شود که برای کودک قابل هضم باشد. زیرا هنوز ذهن انتزاعی کودک شکل نگرفته است و معنی واژگان به درستی برای او قابل فهم نیست. و هر فرهنگی برای انتقال پیام خود از نمادهای فرهنگی – بومی خود کمک می گیرد. گروهی از ارتباط شناسان که اکثریت را هم در برمی گیرند معتقدند؛ « معنی از طریق پیام منتقل می شود – پس مـعـنی سوار بـر پیام قابل جا به جایی است – مـاننــد لیـنــدگرن، رایـت، لارسـن، مـــوریس و ولـــوند بــرگ » ( همان:69 ).
در بحث اسطــوره سازی بــرای کودک، مساله همذات پنـــداری او در مقابل اسطوره ها، بسیار حائز اهمیت است. همذات پنداری کودک نشان از پذیرش الگو از طرف او دارد. معمولا در همذات پنداری، فرد با اسطوره و قهرمان داستان یکی می شود و کاملا در آن شخصیت غرق می گردد. حال با این توضیحات، آیا همذات پنداری کودک ایرانی با اسطـــوره های کارتونی غیـربـومـی به معنای انتقال ” معنی ” به ذهن او نیست؟ در حالی که فرستنده و گیرنده از دو فرهنگ مجزا هستند. یا می توان این طور نتیجه گرفت که همذات پنداری یعنی همان تشکیل محتوای حافظه درازمدت موجود در هیپوکامپ مغز؟ دیوید برلو توضیح می دهد ” معنی ها در ما هستند نه در پیام “. ولی آیا برای کودک هم همین طور است؟ آیا نمی توان گفت معنی در کودک، در حال ساخت است و پیام هایی که به او می رسد در حال شکل دادن به معناها در ذهن او هستند؟
ناصر باهنر یکی از محققان در حوزه برنامه سازی برای کودکان، در پاسخ به همین پرسش که تفاوت مخاطب کودک با بزرگسال با توجه به رویکرد نظریه دیوید برلو، در چیست؟ پاسخ داد؛ این که گفته می شود معنا در ذهن مخاطب وجود دارد یک چیز عام است که هم برای مخاطب بزرگسال و هم مخاطب کودک صادق است. اما نوع معانی و حجم معنی در این دو نوع مخاطب تفاوت می کند . ممکن است یک کودک، معانی که دارد به لحاظ کمی مثلا 30 درصد یک بزرگسال باشد. ولی به هر حال کودک هم یک معانی همراه خود دارد. جریان شناخت گرایی در روان شناسی بر همین امر استوار است. معتقدند؛ برای شناخت انسان ها ( مخاطبان ) در حوزه دانش روانشناسی باید به سراغ چیز هایی رفت که آن ها درک می کنند یا درک کردند. یعنی شناختی که آن ها از پدیده ها و مفاهیم اطراف خود دارند. بنابراین ” معنا در ذهن وجود دارد ” در هر دو مخاطب صادق است. این در واقع یک مکتب است. مثلا در مورد مفهوم خدا؛ مفهوم خدا برای خردسال که فقط با خانواده و اطرافیان خود سر و کار دارد و حداکثر با مهدکودک، همان مفهوم پدر است. همان انسانی است که جنسش جنس مذکر است. می خورد، می آشامد و می خوابد. پس کودک هم یک مفهومی از خدا در ذهن خود دارد. اما بر اساس آن چیزی که در پیرامونش اتفاق می افتد. وقتی جلوتر بیاییم در دوره ابتدایی، مفهوم خدا تغییر پیدا می کند. بعضی بچه ها در این مقطع سنی می گویند خدا مثل نور است، مثل روح است. چون با مفهوم روح آشنا شدند یا حداقل چیزهایی در مورد آن شنیده اند. با نور و ویژگی ها و مختصاتش که فوق العاده است، آشنا شده اند. پس خدا را با معانی ذهنی خودشان که فرا انسانی است مقایسه می کنند. در این جا مفهوم خدا که کاملا انسانی و محدود است تبدیل می شود به مفهومی فرا انسانی. ولی هم چنان غیرمجرد است. در دوره ی نوجوانی و مقطع دبیرستان، دیگر فرد با توجه به قوتی که به لحاظ عقلانی پیدا کرده است، مفاهیم مجرد یا معانی مجرد را برای خدا به کار می گیرد. پس نوع معانی در مورد یک موضوع ( خدا ) متفاوت می شود. به همین ترتیب در مورد سایر موضوعات نیز این اتفاق می افتد.
در بحث انتقال پیام و معنا، و تفاوت آن بین کودکان و بزرگسالان، احتیاج به یک پژوهش جداگـانه ای ست که از حوصله ی این تحقیق خارج است. ذکــــر این نکته از قول محسنیان راد نیز لازم است که در مورد این مـوضـوع ( مخاطب کودک )، دانشگاه بیرمنگام سال هاست که به امر تحقیق و پژوهش مشغول است. و از این نظر دانش مخاطب شناسی ما، عقب افتاده است. این در حالی است که شناخت مخاطب یکی از عوامل موفقیت در ارتباط برقرار کردن با مخاطب هدف است. در واقع مخاطب شناسی یکی از ابعاد مهم در علوم ارتباطات محسوب می شود که در کشور ما به آن اهمیت لازم داده نمی شود. حتا در ساخت برنامه های کودک و نوجوان، به شرایط سنی مخاطب توجه نمی شود و در پخش برنامه ها نیز زمان بندی درستی برای گروه های مختلف سنی دیده نمی شود.
در تحقیق حاضر با توجه به داده ها و اطلاعات به دست آمده، جای خالی اسطوره ها در محصولات فرهنگی مهر تایید خورده است. و مشکل اصلی به دو بخش مدیریت و هنرمند در حوزه کودک برمی گردد. به علت عدم تامین مالی و زمانی برای هنرمند و عدم برنامه ریزی مهندسی شده، باعث شده است که در بخش اسطوره های نوشتاری و به خصوص اسطوره های تصویری ما دچار ضعف بسیاری باشیم. هم چنین عدم خلاقیت و ابداع در هنرمند، پویایی در این حوزه را از بین برده است.
در فصل دوم این پژوهش ( مبانی نظری تحقیق ) در خصوص معنا و اسطوره ی مورد نظر توضیحات بیش تری ارائه گردیده است که به روشن شدن مساله کمک بیش تری خواهد نمود.
2-1 طرح مساله با توجه به اهمیت الگوها در شکل گیری شخصیت و حیات فردی و اجتماعی کودک، می توان الگوها را به شکل مستقیم و غیر مستقیم، مربی کودکان دانست .فقدان الگوهای برخاسته از هویت ملی و مذهبی جامعه، منجر به بیگانه شدن کودکان شده، کودکانی که نسل جوان و آینده را ساخته و میراث دار فرهنگ آن جامعه محسوب می شوند. صالحی امیری در کتاب دیپلماسی فرهنگی می نویسد؛ هویت اصلی هر جامعه، فرهنگ آن جامعه است و بدون شناخت فرهنگ، ماهیت جوامع مختلف قابل دسترسی نخواهد بود ( صالحی امیری،15:1389 ). فرهنگ هویت دهنده است و در واقع رکن اساسی شخصیت و هویت انسانی ملت ها در فرهنگ و میراث تاریخی آن ها نهفته است ( همان:19 ). ناصر باهنر معتقد است، مفهوم هویت فرهنگی تا حد زیادی با میراث فرهنگی، آن چه که از گذشتگان به ارث رسیده است، ارتباط دارد ( باهنر،16:85 ). روح الامینی در کتاب خود زمینه فرهنگ شناسی می نویسد؛ افسانه ها، داستان ها، قصه ها، قهرمانان و اسطوره های هر قوم و ملتی، در ساخت و شناخت فرهنگ جامعه، از اهمیت بسیاری برخوردار هستند ( روح الامینی، 76:1388 ).
می دانیم فرهنگ ساخته اندیشه بشر، نسل به نسل منتقل می شود و هویت فرهنگی افراد جامعه را می سازد. این سینه به سینه شدن از راه زبان، خط، نقش و نگار، اسباب و ابزار و به ویژه در عصر جدید از طریق رسانه های جمعی صورت می گیرد. از دریچه ی نگاه جلال ستاری « فرهنگ به مثابه میراث، رودخــانه طویلی است که به دریاچه ی نسلی معین از افراد انسان می ریزد و به آنان، ارزش های اخلاقی و زیباشناختی و مرام ها و مسلک ها و تاریخ و نشانه ها و رمزها را منتقل می کند » ( ستاری،97:1385 ). ادوارد تیلر نخستین مردم شناسی که تعریف دقیقی از فرهنگ ارائه می دهد و در واقع مبدع مفهوم علمی فرهنگ است، می نویسد: ” فرهنگ یا تمدن مجموعه ای پیچیده از معرفت، عقاید، هنر، اخلاقیات، قوانین، آداب و همه ی قابلیت ها و عادات دیگری است که انسان چون عضوی از جامعه آن ها را می آموزد ” ( بلوکباشی،31:1388 ). فرانتس بواس از دیگر انسان شناسان معتقد است؛ هر فرهنگ معرف کلیتی خاص و منحصر به فرد است ( پهلوان،55:1378 ). وی در یکی از تحقیقات میدانی خود دریافت سازمان اجتماعی بیش تر از فرهنگ تاثیر می پذیرد تا از محیط طبیعی ( همان:52 ).
فرهنگ به عنوان وجدان و خودآگاهی جوامع انسانی است که اگر در انتقال آن خللی ایجاد شود باید در انتظار مرگ فرهنگی بوده که دستاورد آن از خود بیگانگی است. ستاری، ارتباط فرهنگ و هنر را در جوامع انسانی به مثابه روح ملت می داند که در ادامه توضیح می دهد مراد وی از روح، فکر موجود در تن جوامع انسانی است (ستاری،103:1385 ). به همین دلیل اشاره می کند به این سخن رنه ماهو دبیـر فقید و اسبق یونسکو، که او فرهنگ را ” بهبود کیفیت زندگی ” افراد جامعه تعریف می کند ( همان ). در حقیقت فرهنگ دارای سه کارکرد عمده است؛ به صورت یک اسم مستقل و انتزاعی، فراگرد عام رشد فکری، معنوی و زیبایی شناسانه را می نمایاند. در کاربرد عام و خاص، معرف روش زندگی معینی است. و در کارکرد سوم توصیف آثار و تجربیات فکری است. و به خصوص فعالیت های هنری را هدف می گیرد ( پهلوان،6:1378 ).
یکی از راه های انتقال فرهنگ، نمادسازی، اسطوره سازی و قهرمان پروری است. این الگوبرداری از بدو تولد انسان آغاز و تا آخرین ساعات عمر وی ادامه خواهد داشت و چون دوران کودکی، دوران حساس شکل گیری اصول بنیادی شخصیت اجتماعی است، گرایش به این الگوها و اسطوره ها بیش تر به چشم می خورد. شاید در این جا با مثالی ملموس موضوع روشن تر شود. مثلا رنگ لباسی که سوپرمن یکی از شخصیت های اسطوره ای برای کودکان، بر تن دارد شنل قرمزی است که نشان از ” خون اصیل ” و لباس بدن چسب آبی نشان از ” امیدی ” دارد که او برای انسانیت به ارمغان می آورد و ترکیب این دو رنگ که رنگ های پرچم کشور امریکاست نشان دهنده ی وطن پرستی آن ها می باشد ( دانسی،77:1388 ) . گفته می شود رابطه ی بین اسطوره، هنر و ادبیات بسیار پیچیده و درهم تنیده شده است. به طوری که هر یک در سرشت همدیگر تاثیر بسیاری داشته اند. بسیاری از اسطوره های مدرن چون فاست، دون ژوان و دون کیشوت در بستر ادبیات و هنر آفریده شده اند. و در واقع فضای تکاملی اسطوره، هنر و ادبیات است. از طرفی روایت های اسطوره ای مهم ترین و تاثیرگذارترین آثار در فرهنگ و تمدن است. شاهنامه، گرشاسپ نامه، خمسه، منطق الطیر، مهابهاراتا، رامایانا، ایلیاد و اودیسه و … خاستگاه های شاهکارهای کلامی، نمایشی، تجسمی و موسیقایی در فرهنگ های مختلف هستند ( پژوهشنامه فرهنگستان هنر،41:1388 ) و نیز ارتباط دهنده ی نسل امروز با نیاکان خود است. در واقع می توان گفت اسطوره ها نقطه ی اتصال ما با گذشتگان هستند و با کدگذاری ویژه ی خود به انتقال معنا، از انسان دیروز به مخاطب امروز می پردازد.
هر جا که در این تحقیق بحث از محصولات غیربومی می شود، بحث بر سر ارزش گذاری خوب و بد نیست. موضوع این است که آن ها بر اساس نمادهای فرهنگی خود می سازند و انتظاری که هر جامعه ای از سازندگان خود دارد. ولی ما هنوز نتوانسته ایم به این مرحله برسیم که در ساختن از نمادهای فرهنگی خود بهره ببریم که علاوه بر پذیرش کودکان ایرانی، کودکان سراسر جهان آن را بپذیرند و از آن لذت ببرند.
البته باید خاطر نشان ساخت، کارکرد فرهنگ و اسطوره متفاوت است. فرهنگ، عرصه گفت و گو است در حالی که اسطـوره حکم می کند ( ستاری،7:1389 ). به همین جهت ایدئولوژی و اسطوره به هم شباهت دارند. و نیز رولان بارت این دو را یکی می گیــرد. وی مدعی بود، نشانه توارود ذهنی یا ضمنی، باید با عملکرد ایدئولوژی ( همان اسطوره ) هم ردیف قرار داده شود ( نرسیسیانس،1391 : 78-77 ).
به دلیل پایداری و اثر بخشی بلند مدت برنامه های فرهنگی، می توان گفت امروزه پیــروزی با فرهنگی است که بـــرای ترویج الگوهای کهن و غنی خود، سرمایه گذاری بیش تـــری کند تا بدان جا که حتا اسطوره ها و الگوهای خود را جهانی سازد. اگر سرمایه گذاری فرهنگی صورت نگیرد یا در حد معقول و مورد نیاز نباشد نباید از جوان – کودک دیروز – توقع رفتاری مطابق با ارزش ها و هنجارهای فرهنگ خودی داشت؛ زیرا ” سبک زندگی ” خود را به طور ناخودآگاه از فرهنگی دیگر الگوبرداری کرده است.
در این پژوهش قصد بر آن بود که ضرورت های مطرح کردن و ترویج رسانه ای الگوهای بومی برای کودکان ایرانی، همچنین راه های انجام دادن این کار از نگاه صاحب نظران و ارتباط گران حوزه رسانه ها، به ویژه افرادی که در حوزه کودک فعالیت دارند، مورد بررسی قرار گیرد. زیرا هنرمند، هم چون دانشمند و روشنفکر از عناصر تاثیرگذار در جامعه است و خاستگاه اجتماعی خاص خود را دارد ( ستاری،104:1385 ) . به عبارتی اسطوره نقطه ی مرکزی مثلثی است که یک ضلع آن ارتباط است. ادبیات و هنر البته ضلع های دیگر آن محسوب می شوند که بیش تر مورد توجه قرار دارند. ولی گردآورنده معتقد است؛ اسطوره ها در عصر ارتباطات نوعی حلقه ی پیوند دهنده از گذشته به امروز هستند که بدون این حلقه، شناخت از خود حاصل نخواهد شد. اسطوره ها به نوعی کانال ارتباطی ( رسانه ای ) سنتی برای انتقال پیام و معنای بشر دیروز به انسان امروز است.
هم چنین هنر در فضای دموکراسی فرهنگی بارور شـده و به شکوفه می نشیند. این فضــا، برای هــر کس امکان ” بخت آزمایی ” است تا هر چه در چنته دارد عرضه کند و زمانه بهترین داور است که پا بر کرسی قضاوت می گذارد. هر آن چه که در اذهان نشسته است مهر ماندگاری می خورد و هر آن چه که لیاقت مصرف روزانه یافته، از یادها پاک می شود ( همان: 113-112 ). این امر زمانی اهمیت بیش تری می یابد که دقت داشته باشیم با گسترش نظام آموزشی و رسانه های جمعی و به خصوص پدیده ی جدید قرن، رسانه های فرامدرن و فرا ارتباطی، دگرگونی هایی در این عرصه به وجود آورده اند که رویکردی نو را می طلبد.
اسطــوره های ایرانی، گنجینه ی ارزشمندی برای شناخت زندگی اجتماعی و فـرهنگی ما محسوب می شوند. آن ها شامل افسانه های شفاهی که سینه به سینه در قصــه ها، مـانـدگـار شــدنــد یا داستان های مکتوب باقی مانده از دوران قبـل از ورود اسـلام هـسـتـنـد؛ کتـاب هایی چـــون بنــدهشن، زنــد، هــومن ســن، درخـت آسـوریک و … ( روح الامینی،1388 :80-79 ). در واقع مجموع آن ها، فرهنگ یک اجتماع انسانی است که فرهنگ نیز خود شناسنامه ی آن جامعه محسوب می گردد.
در این پژوهش، منظور از کودک ایرانی، کودکـــی است که مشخصه های یک ایرانـــی را دارد و ایرانــی شامل ویژگی هایی است که از گذشته ی تاریخی کشور ایران، به فرد ارث داده شده است. تاریخی که با فراز و نشیب های بسیار، سرانجام یک سری ویژگی های خاص را در خــود پرورانیده و کودک ایرانی معاصر را وام دار آن ها ساخته است.
3-1 اهداف تحقیق 1-3-1 هدف اصلی هدف اصلی این تحقیق « بررسی علت مرگ زود هنگام اسطوره های بومی – حتا دوام نیاوردن این اسطوره ها به اندازه ی یک نسل » بود.
2-3-1 هدف های فرعی هم چنین در اهداف فرعی می توان به موارد زیر اشاره نمود:
پیدا کردن علت نبود اسطوره های ایرانی در جامعه ی ایرانی و دنیای کودک ایرانی؛
طرحی مناسب برای اسطوره سازی و قهرمان پروری و زنده نگه داشتن آن؛
اسطــوره ها، نمادهایی که فــرهنــگ را منتقل می سـازند، شناخت راه هایی که به اسطوره های بومی، دوام بیش تری بدهد؛
شناخت راه های جایگزینی اسطوره های ایرانی در مقابل اسطوره های بیگانه ی فرهنگی؛ ( این در حالی است که ذائقه ی کودک ایرانی با برنامه های غیر ایرانی تغییر یافته است )
راه های شناخت کم رنگ نشدن فرهنگ ایرانی در قرنی که فرهنگ، قدم به سوی جهانی شدن برمی دارد.
4-1 ضرورت و اهمیت تحقیق قدمت یک کشور به اندازه ی قدمت فرهنگ و پیشینه ی تاریخی و تمدنی آن است. ماندگاری یک فرهنگ نیز به طور مستقیم به انتقال سینه به سینه مــولفــه های آن بستگــی دارد. پایه و بنــای یک فرهنگ، اسطوره ها، الگوها، نمادها و اسوه هایی هستند که رفتار، کردار و اعمال شاخصی داشته اند و باعث پویایی، رشد و پیشرفت آن جامعه بوده اند؛ الگوهایی که خود در درون آن فرهنگ پرورانده شده اند. وقتی فردی فرهنگی را می پذیرد یعنی تمام مشخصه های آن را درونی می سازد و رفتاری که خروجی آن است کاملا با باورها، اعتقادات و نگرش های آن فرهنگ پذیرفته شده، مطابقت دارد. در نتیجه انتظار می رود سیاستگزاران و فعالان رسانه ای حوزه کودک، ویژگی های افرادی نظیر: سلمان فارسی، میثم تمار، پوریای ولی، آرش، فریدون، رستم و … را برای کودک ایرانی به تصویر کشند، تا خلق و خوی این کودک در چارچوب فرهنگ اسلامی و ملی پرورش یابد. به نظر می آید جای خالی چنین اسطوره هایی، در جامعه ی امروزی ایران مشهود است و هر ایرانی، آن را احساس می کند، تا جایی که کودک ایرانی مرد عنکبوتی را بهتر از پوریای ولی و بتمن را بهتر از رستم می شناسد. این شاید زنگ خطری است برای فرهنگ غنی که اسطوره هایش را امروزی نکرده و در زمان های پیشین جا گذاشته است.
حتا این موضوع قابل اهمیت است که ساخت شخصیت های خیالی بدون وجود خارجی نیز باید در داخل همان فرهنگی صورت گیرد که کودک متعلق به آن است. این ساختن هیچ منافاتی با حقیقیت ندارد. زیرا شخصیت خیالی با کنار هم قرار دادن خصلت های نیک یک فرهنگ به مرحله ی خلق می رسد.
از هنگامی که رادیو و به خصوص تلویزیون در ایران، جایگاه ویژه ای در بین مردم یافتند و اصطلاح ” وسایل ارتباط جمعی ” همگانی شد، ” فرهنگ انبوه ” نیز متولد شد که حــاکی از ارتباط رسانه ها با عمــــوم جامعه است ( ستاری،69:1385 ). ظهور صنعت و فن آوری های ارتباطی، تاثیرات فرهنگی عمیقی بر جامعه داشته است. وسایل ارتباط جمعی، نقش انتقال فرهنگ به جریان زندگی مردم را دارد ( باهنر،17:1385 ) و رسانه ها در این عرصـه، مسئولیت مهمی را عهــده دار شدند که در واقع یک ارتباط دو سویه را باعث می شوند؛ ” تاثیر از مردم ” و ” تاثیر بر مردم “. همان طور که محسنیان راد در کتاب خودش ” روش های مصاحبه خبری “، هدف از ارتباط را، تاثیرگذاری قلمداد کرده است ( محسنیان راد،78:1389 ).
” تاثیر از مردم ” بیانگر این مساله است که رسانه باید فرهنگ مردم، آرمان ها و خواست های آنان را بشناسد و به تغذیه مخاطبان خود بپردازد. اما ” تاثیر بر مردم ” مسیر و هدفی مهم تر را در بر می گیرد که یکی از وظایف سنگین رسانه ای است. رسانه ها به عنوان یکی از قدرت مندترین ابزار تاثیرگذار در عصر حاضر، باید با شناخت عمیق بنیادهای فرهنگ خود، در احیا و انتقال آن کوشش کنند. مجموعه افراد جمع شده در زیر چتر رسانه، هر یک به عنوان هنرمندی تاثیرگذار، باید نقش حافظ و نگهبان بودن برای فرهنگ خود را، به نحو احسن به انجام برسانند. آنان باید بتوانند فرهنگ رشد یافته و غنی شده در طول تاریخ را با بسته بندی امروزین و قابل هضم و درک برای مخاطب هدف، به منصه ظهور برسانند. در واقع یکی از وظایف کارگزار فـرهنگی، توان مند کردن مردم برای هضم ارزش یک کار هنــری است ( باهنر،19:1385 ). و زمانی که مخاطب هدف برنامه های فرهنگی – هنری کودک است، این وظیفه پر رنگ تر می شود.
در اواخر قرن بیستم بود که به حقوق فرهنگی در توسعه ملی کشورها به طور خاص پرداخته شد. در این زمـان نقش کارگـزار فرهنگـــی به عنــوان سیاست فرهنگی جدید، مورد توجه قرار گـــرفت. ” کارگزاری فرهنگی شامل همه زمینه هایی است که به مردم امکان دسترسی به زندگی متعالی تر، فعال تر و خلاق تر را از خلال انطباق بهتر با دگرگونی ها، ارتباط با دیگران و مشارکت موثر در زندگی اجتماعی به همــراه تکامل شخصیت، می دهد ” ( همان:17 ). ضرورت این مهم در هر جامعه ای چه با پیشینه ی فرهنگی بسیار طولانی و تمدنی چندین هزار سـاله و چه در جامعه ای با قدمت فرهنگی نه چندان طولانی، احساس می شود. و اجرای این مهم در حال حاضر، از وظایف سنگین رسانه ها است. وسایل ارتباط جمعی در این راستا، هم باید از کارگزاران فرهنگی حمایت کنند و هم خود به عنوان کارگزاری توان مند و متعهد، مردم را به استفاده از کالاهای فرهنگی ترغیب نمایند. در این جا تبلیغات فرهنگی جایگاه ویژه ای در تبلیغات رسانه ای می یابد ( همان:20-21 ) و لازم است به این امر مهم، رسانه ها توجه بیش تری مبذول دارند.
فصل دوم:
2. مرور مبانی نظری و پیشینه تحقیق 1-2 مقدمه در این فصل سعی شده است توضیحات مختصری در ارتباط با مبحث های مطرح در حوزه اسطوره ارائه گردد؛ مباحثی چون فرهنگ، هنر، نشانه، ارتباطات و در نهایت خود اسطوره، تا بدین ترتیب موضوع اسطوره سازی در حوزه کودک روشن تر بیان گردد. هم چنین آمدن تعریف کودک و دیدگاه های ژان پیاژه، روان شناس بزرگ سوییسی در زمینه ی رشد کودک در فهم مطلب کمک بسیاری خواهد نمود.
یکی از مکاتب فکری در علم ارتباطات ” مکتب مطالعات فرهنگی ” است که از دهه ی شصت تا به امروز رشد چشمگیری داشته است. صنعت فرهنگ موضوع مورد توجه این مکتب محسوب می شود. صنایع فرهنگی شامل: اینترنت، رایانه و سایر رسانه ها بوده که در معنای عام تمام محصولات تمدن صنعتی و سرمایه داری را شامل می شود ( مولانا،64:1390 ). نظریه پردازان از رهگذر نظریه های انتقادی در واقع تلاش مجدانه برای ایجاد تغییرات اجتماعی مثبت و انجام اصلاحات دارند ( مهدی زاده،15:1391 ).
گیم ها و انیمیشن ها در سطح وسیعی از مهم ترین محصولات فرهنگی این عصر هستند. اقلامی که بیش ترین مخاطبین آن ها حداقل در ایران، کودکان هستند؛ اگر چه تا حدودی جوانان نیز مقهور این کالاها شده اند. هر صنعت فرهنگ موجودی، در نگاه ملی، خود فرهنگ نیست اما نماد فرهنگ ملی است. بنابراین لازم است بازتاب های اقتصادی، اجتماعی آن در جامعه بررسی شود. پرفسور استوارت هال و همکاران وی در دانشگاه بیرمنگام که عمده دیدگاه های انتقادی داشتند، در این راه بسیار تلاش کردند. محور اساسی مکتب انتقادی معروف به فرانکفورت، تحولات جامعه ی اروپا در تاثیر از رشد سرمایه داری بود. و همین امر دامنه ی مباحث این مکتب را به برخی موضوعات مرتبط با جامعه ی امروز مانند نقش تکنولوژی، رسانه ها و ارتباطات کشاند. و متفکران از هورکهایمر تا بنیامین بیش تر در عرصه ی منابع فرهنگی چون فیلم، تئاتر، روزنامه، موسیقی، رسانه های جمعی و … فعالیت کرده اند. در واقع این متفکران با بررسی این اقلام جدید فرهنگی جهان مدرن، موضوع ” تغییر فرهنگی ” را دنبال می کردند ( مولانا،1390: 65-64 ).
در همین رابطه می توان به عقاید رولان بارت برای درک بهتر موضوع، توسل جست. او معتقد بود؛ ایدئولوژی یا اسطوره از طریق به کار گیری دال ها، خود را مطرح می کند ( نرسیسیانس،78:1391 ). همان طور که آمد منظور بارت از اسطوره همان ایدئولوژی موجود در جوامع است که با نشانه های مختلفی به عرضه ی خود می پردازد. در عصر حاضر اقلام فرهنگی جدید، یکی از مدخل های آن، چه برای مخاطبان کودک و چه بزرگسال محسوب می گردد که یکی از آن ها کارتون های انیمیشن و بازی های کامپیوتری است. همه اذعان دارند ساخت برنامه ها، صرفا برای سرگرم سازی مخاطب نبوده و نکته های آموزشی و تربیتی نیز در آن نهفته است و از طریق آن به طور مستقیم یا غیر مستقیم به آموزش مخاطبان پرداخته می شود. در رابطه با بازی های کامپیوتری این اهداف وضوح بیش تری دارد و می بینیم بر فرض مثال بازی sims سبک زندگی را به مخاطب خود به ویژه مخاطب نوجوان و جوان آموزش می دهد. نشانه ها و نمادهای به کار گرفته شده در این ساخته ها، همه برخاسته از ایدئولوژی و فرهنگ سازندگان آن هاست. علی طلوعی می نویسد؛ ” پیام رسانه ها ایدئولوژیک است. و اگـر ما محصولات رسانه ها را هم چون اجزای جدا از هم ندانیم و آن ها را جزیی از کلیت بزرگ تری به شمار آوریم که به صورت منسجم و متناوب از رســانه ها پخش می شــوند به شنـاسـایی بهتر نظام ارزشی تبلیغ شــده در رسانه ها می پردازیم. این در حـالی است که در پس تصـاویر و گفتـارها، ارزش هـا و ایدئولوژی خـاصـی به مخاطب منتقـل می شــود ” ( طلوعی،65:1391 ).
به عبارتی نشانه شناسی فرهنگـــی، سعی در تجزیه و تحلیل کــدهایی دارد که در بطن چیزی پنهان است. هدف این نوع تجزیه و تحلیل ها، کشف رمزگان و روشن ساختن ارزش ها، هنجارها و عقاید نهفته در ژانر مورد نظر است ( نرسیسیانس،1391 :84 – 83 ).
بعد از توضیح کوتاهی که در مورد موضوع فرهنگ در بحث ارتباطات، از حمید مولانا آمد و نیز در سخن کوتاهی که از نگاه رولان بارت به بحث فرهنگی اسطوره شد، به نظر لازم می آید در خصوص کودک که محور اصلی موضوع مورد تحقیق است نیز سخنی بیان شود. در نظریات ژان پیاژه، فرضیه پرداز بزرگ معاصر در حوزه روان شناسی، دوره سوم رشد، مربوط به کودکان 7 تا 11 سال می باشد. به اعتقاد وی اعمال ملموس، مربوط به این دوره است و کودکان در این مرحله می توانند به صورتی نظام دار بیندیشند. اما این تفکر تنها مربوط به اشیا و اعمال ملموس می باشد ( کرین،66:1387 ). اعمال غیر انتزاعی و ملموس در این گروه سنی اتفاق می افتد و ذهن کودک به سرعت به سطح نوینی یعنی سطح نمادها ( که در بر گیرنده ی تصاویر و واژه هاست ) پیش می رود. و اندیشه کودک در یک سطح ” نمادین ” سازمان بندی می شود ( همان:75 ).
فرهنگ، یکی از بسترهای ارتباط است که انواع ارتباط در فرهنگ های مختلف، شکل های خاص خود را دارند ( باهنر،15:1390 ). در بحث ارتباط، دین نیز به عنوان مجموعه ای از معارف قدسی از سنخ پیام است که به شکل کتبی، زبانی و رفتاری در چرخه ی ارتباطی به صورت عمودی و افقی مبادله شده است ( همان:16 ). برای انتقال پیام به مخاطب کــودک لازم است ویژگی های او در هر دوره شناخته تا با توجه به آن ها نوع ارتباط روشن شـــود ( همان:71 ). کودکی آغازی است برای تمام حرکت ها و تلاش ها در مسیر زیستن ( رحیمی،21:1385 ). واژه و مقوله کودکی به عنوان یک ساخت اجتماعی و یک پـدیـده ی روان شناختی، در قرن شانزدهم متولد شد و به تعبیــری مــربــوط به رنســانس است. در حالی که تا این دوره تفـاوت سنی انسان ها مـــورد تـوجـــه نبـــوده است ( باهنر،71:1390 ).

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *